در بسیاری از موارد، افراد برای حفظ علایق شخصی خود دروغ می گویند. اما افرادی هم هستند که برای گول زدن دیگران دروغ می گویند. گروه دیگری از افراد نیز به دروغگویی معتاد شده اند. خیلی ها هم به این دلیل دروغ می گویند که از هرگونه مورد انتقاد قرار گرفتن در اجتماع دور باشند.

کاش با دروغ، دماغمون دراز می شد!


در بسیاری از موارد، افراد برای حفظ علایق شخصی خود دروغ می گویند. اما افرادی هم هستند که برای گول زدن دیگران دروغ می گویند. گروه دیگری از افراد نیز به دروغگویی معتاد شده اند. خیلی ها هم به این دلیل دروغ می گویند که از هرگونه مورد انتقاد قرار گرفتن در اجتماع دور باشند.

دروغ

 

دروغ محصول زبان است زیرا زبان است که جملات را بیان می‌کند. کسی که عقلش را به زبانش بسپارد، دیگر نمی‌تواند زبانش را کنترل بکند. در واقع می‌توان گفت دروغگو شخصی است ترسو و ضعیف‌النفس که بنا به هر علل و انگیزه‌ای دروغ می‌گوید، ضمن این‌که کسانی که دروغ می‌گویند زیاد غیبت و بدگویی می‌کنند؛ چه درباره اعضای خانواده و چه درباره سایر افراد جامعه.

 

عوامل دروغ

عقده حقارت: کسانی که کمبود و حقارت‌هایی را در خود احساس می‌کنند برای این‌که این کمبودها را رفع کنند، به دروغ متوسل می‌شوند. برای این‌که فرد به دامن دروغ نیفتد خانواده باتوجه به توانایی جامعه‌پذیری خود، باید فرد را قوی تربیت کند به‌نحوی که احساس حقارت نکند.

پیامبر اکرم (ص): دروغگو دروغ نمی‌گوید مگر به سبب حقارتی که در نفس خود احساس می‌کند.

 

از روی عادت: مانند لاف زدن، تزویر، ریا، حرف مفت، خالی‌بندی . اشخاصی که به نظر خودشان می‌خواهند در جمعی خودنمایی کنند و به قولی مجلس‌ گرم‌کن باشند، به این موارد متوسل می‌شوند و رفته رفته دروغگویی به صورت عادت در آنها شکل می‌گیرد. برای جلوگیری از این امر، خانواده باید از ابتدا جلوی دروغگویی فرزندان را بگیرد تا دروغ برایشان عادت نشود.

 

تربیت نادرست از کودکی: برخی از افراد عادت به دروغ گویی داشته و براساس دیدگاه‌های روانشناسی این دروغ‌گویی می‌تواند شرطی شده باشد. مثلا در دیدگاه رفتارگرایی اعتقاد بر این است كه والدین كودكانرا شرطی می‌كنند و كودك با دروغ گفتن به اهداف خود ‌رسیده و اینكه می‌توانند از تنبیه فرار كنند و این رفتار در كودكان نهادینه ��ی‌شود. در روش دیگر فرض كنید كه والدین به شخصیت كودك احترام گذاشته و او را تحویل بگیرند، ویژگی‌های مثبت آن را تقویت كرده و زیاد با دیگران مقایسه نكنند و یا شخصیتش را خرد و دچار حقارت نكنند، این كودك كمتر به دروغ گویی گرایش پیدا می‌كنند.

 

از روی لجاجت: (مهار نکردن عصبانیت) گاه اتفاق می‌افتد، فرد برای نشان دادن لجاجت خود با پدر، مادر یا برادر و خواهر از سر لجبازی دروغ می‌گوید که خانواده باید متوجه این امر بود و با آن مبارزه کند.

 

به وعده عمل کردن و وفای به عهد و بدقولی نکردن به نوعی احترام گذاشتن به دیگران است. از این رو خانواده با عمل کردن به وعده‌هایی که به اعضای خود می‌دهد، آنها را طوری تربیت می‌کند که بدقول نباشند و خلف وعده نکنند

ترس: هستند کسانی که از حقیقت وحشت دارند و از روی ترس دروغ می‌گویند و از دروغ تبعیت می‌کنند. در این مواقع وظیفه خانواده است که با مهارت‌های تربیتی فرد را شجاع و راستگو تربیت کنند تا بتواند بر ترس خود غلبه کند.

 

نداشتن اعتماد به نفس: کسانی که به علت نداشتن اعتماد به نفس نمی‌توانند موقعیت کسب کنند، برای توجیه کردن خود شروع به حرف‌سازی، لفاظی و به نوعی سفسطه‌گری می‌کنند. بنای اعتماد به نفس فرد در خانواده و از طریق تائید والدین ریخته می‌شود. لذا خانواده‌ها وظیفه دارند در ارتباط با «نیاز به تائید» اعضای خود اقدامات درستی داشته باشند.

 

تلقین کردن: در افرادی که زمینه مستعدی برای دروغگویی دارند، این ویژگی تشدید می‌شود.

 

الگوهای سیاسی و اجتماعی: البته الگوهای سیاسی و یا اجتماعی در رفتار و شخصیت افراد بسیار مهم است، وقتی كارمندی می‌بیند كه رییس او بسیار راحت دروغ می‌گوید و یا كودكی می‌بیند كه پدرش دروغ می‌گوید و یا دانش‌آموزی كه می‌بیند معلم او دروغ می‌گوید؛ در نتیجه دروغ‌گویی یك مسئله فرهنگی شده و باعث می‌شود كه افراد برای اینكه خود را با محیط اجتماعی سازگار كنند، دروغ بگویند.

 

خلف وعده کردن:‌ تحقق نیافتن وعده‌ها خود زمینه دروغگو شدن شخص ناکام مانده را ایجاد می‌کند. به وعده عمل کردن و وفای به عهد و بدقولی نکردن به نوعی احترام گذاشتن به دیگران است. از این رو خانواده با عمل کردن به وعده‌هایی که به اعضای خود می‌دهد، آنها را طوری تربیت می‌کند که بدقول نباشند و خلف وعده نکنند.

مثلا پدری که به فرزند خود وعده می‌دهد اگر در امتحان پایان دوره تحصیلی قبول و ممتاز شود یک دوچرخه قشنگ برایش می‌خرد و فرزندش به این امید سعی و تلاش می کند و در امتحانات قبول و ممتاز می‌‌شود، اما پدر توانایی انجام وعده خود را ندارد و خلف وعده (بدقولی) می‌کند، همین عامل، زمینه دروغگو شدن فرزند را مهیا می‌کند.

 

سرچشمه دروغ

دروغ معمولاً، از یك نقطه ضعف روحی سرچشمه می گیرد؛ گاهی از ضعف ایمان كه انسان خدا را شاهد نمی داند یا به خاطر تبرئه خود یا به قصد تفریح و شوخی؛ حضرت علی (ع) فرمود: «بنده ای مزه ایمان را نچشد تا دروغ را وانهد چه شوخی باشد و چه جدی» (اصول كافی باب دروغ ج5 ص 291).

 

معایب دروغ

انسان اشرف مخلوقات است یعنی دارای شعور و روح والا و اعتماد به نفس و اخلاق نیکوست. وقتی انسان از این صفات برخوردار باشد می‌توان گفت قابل اتکاست و می‌شود به او اعتماد کرد و حرف‌هایش خریدار دارد چون موجودی عملگراست. در غیر این صورت با سایر حیوانات زنده یا انسان مرده فرقی نخواهد داشت. کسانی که دروغ می‌گویند دائما دلهره و ترس از این دارند که مبادا حقیقت رو شود، ولی غافلند از این‌که هیچ‌وقت ماه پشت ابر نمی‌ماند. به هر حال خانواده با راستگو بودن عملا به اعضای خود راستگویی و با دروغ به آنها دروغگویی را آموزش می‌دهد.

 

فرآوری: راضیه کتابچی

بخش خانواده ایرانی تبیان

منبع: چاردیواری، کیهان نیوز، اخلاق و عرفان

 

مطالب مرتبط:

من دروغ میگم، تو دروغ نگو!

دروغ، اونم به خانوما

دروغگوهای کوچولو

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه