نابغه ای برای زندگی   

نابغه ای برای زندگی   


اینکه فرزند شما نتواند مشکلات زندگی اش را حل کند بسیار بدتر از این است که نمرات خوب نیاورد.


عوامل موفقیت در حل مسئله

کودک

در فرآیند حل مسئله به شکل موفق، سه دسته از عوامل با همدیگر در تعامل هستند، این عوامل عبارتند از:

1. نگرش
بسیاری از افراد همواره می گویند: سخت است، نمی شود، نمی توانم، این افراد در حقیقت، نگرشی منفی به خود و مسئله دارند. نگرش شامل علاقه، انگیزه، اعتماد به نفس و چگونگی دیدگاه کودک به زندگی است. از دیدگاه افرادی که در حل مسئله ضعف دارند، مسئله‌ها ناخوشایند و هراسناک هستند.آنها در بیشتر مواقع از رویارویی با مشکلات و حتی اندیشیدن درباره آنها نیز خودداری می کنند. این افراد خود را به عنوان مسئله‌گشا قبول ندارند.

 

آنها این حقیقت را درک نمی‌کنند که مسائل و مشکلات، بخشی عادی از زندگی هستند و در زندگی ما موانعی وجود دارد که باید بر آنها غلبه کنیم و شکاف هایی هست که بدون هیچ ابزار حمایتی باید از آنها بگذریم. در مقابل، افرادی که به مسئله نگرش مثبت دارند، مسائل را خود زندگی می‌دانند، نه عارضه زندگی. ازاین‌رو، به مشکلات به عنوان فاجعه نمی‌نگرند.بنابراین، در رویارویی با مسائل، تفکرشان فعال می شود، در حالیکه افراد دارای نگرش منفی، در برخورد با مسائل، دچار هیجان‌های منفی مانند ترس، خشم و عصبانیت می‌شوند.


2. توانایی شناختی
توانایی شناختی شامل دانش،حافظه و مهارت های فکری (فراشناخت است. اگرچه در سال های اخیر، بسیاری کوشیده‌اند نقش دانش را در حل مسئله کم‌‌رنگ جلوه دهند، ولی پژوهش‌ها نشان می دهد دانش، موجب موفقیت در حل مسئله می شود و به قول فردوسی «توانا بود هر که دانا بود»کسب دانش به حافظه قوی نیاز دارد. بیشتر مسائل ما با استفاده از حافظه و از راه یادآوری راه حل‌های مسائل مشابه، حل می شوند. دانش فراشناختی، آگاهی به چگونگی شناخت امور و فرآیندهایی است که از راه آن‌ها تفکر صورت می‌گیرد. در حقیقت، فراشناخت به اطلاعاتی گفته می‌شود که فرد از نظام شناختی خود دارد. می توان گفت فراشناخت، «فکر کردن به فکر» است. کسی‌که به مسیرهای حل مسئله خود اشراف دارد و می¬تواند بگوید «من چگونه مســئله حل می کنم»، از دانش فراشناختی برخوردار است.


3. تجربه
روش حل مسئله در حقیقت، نوعی آماده کردن کودک برای زندگی است.ازاین‌رو، کودک با بهره گیری از تجربه‌ها و دانسته های پیشین خود، درباره رویدادهای محیط خود می اندیشد تا مشکلی را که با آن روبه‌رو شده است، به خوبی حل کند. ازاین‌رو، جای جای زندگی از جمله خانه، مدرسه، محله، مراسم‌ها و مناسبت‌ها می تواند برای کودکان و نوجوانان بستر تجربه باشد.

از نخستین روزهایی که کودک توان اثرگذاری بر محیط را به دست می آورد، مانند توان حرکت کردن، متناسب با سطح رشد او باید م��ائلی را سر راه او قرار دهیم تا او با آن‌ها روبه‌رو شود و آن‌ها را حل کند. البته باید مراقب بود این مسائل، بالاتر از تکالیف تکاملی نباشند

پرورش مهارت حل مسأله
برای پرورش مهارت‌های حل مسئله در کودکان و نوجوانان لازم است:
1. خطا و اشتباه را به عنوان جزئی از زندگی معرفی کنیم: چنان‌چه کودکان به شدت از اشتباه کردن بترسند، هرگز برای حل مسئله اقدامی نمی‌کنند و آن‌ها به تدریج، نه تنها از حل مسئله، بلکه از کل زندگی می ترسند؛ زیرا زندگی چیزی نیست جز مسائل پی‌درپی و انسان با حل همین مسائل، سطوح عمیق بودن را تجربه می‌کند.


2. از آرمان‌گرایی بپرهیزیم: بسیاری از مسائلی که در زندگی حقیقی وجود دارند، مانند مسائل داخل کتاب‌ها، راه حل‌های مطلقاً درست یا غلط ندارند؛ راه حل ها روی پیوستاری از کاملا بی‌اثر تا کاملاً موثر قرار دارند، به گونه ای که هر راه حلی نسبت به برخی راه حل ها ضعیف‌تر است و از برخی دیگر قوی‌‌تر. حال اگر اطرافیان کودک همیشه راه حل‌هایی را که کودک برای مسائلش به کار می‌برد، با راه حل های قوی‌تر یا با موثرترین راه حل ممکن مقایسه کنند، کودک همیشه احساس شکست‌خوردگی می‌کند و انگیزه و اعتماد به نفس خود را از دست می‌ دهد.


3. پی‌آمدهای منفی و نامطلوب خطا کردن را از بین ببریم یا به حداقل ممکن برسانیم: از جمله پی‌آمدهای منفی، آن سرزنش و تنبیه کودک است. با این شیوه ها هیچ‌گاه یک فرد خلاق و دارای قدرت حل مسئله تربیت نمی شود.

 

4. کودکان را با مسائل بسیاری روبه‌رو کنیم: از نخستین روزهایی که کودک توان اثرگذاری بر محیط را به دست می آورد، مانند توان حرکت کردن، متناسب با سطح رشد او باید مسائلی را سر راه او قرار دهیم تا او با آن‌ها روبه‌رو شود و آن‌ها را حل کند. البته باید مراقب بود این مسائل، بالاتر از تکالیف تکاملی نباشند.


5. تا حد امکان از دخالت در امور روزمره کودکان بپرهیزیم: حتی اگر ما نخواهیم برای کودک مسئله طرح کنیم، کودکان برای برآورده کردن نیازهای روزمره خود، با مسائل متعددی روبه‌رو می شوند و اگر ما بین کودک و مسئله سد نشویم و در این رویارویی با مسائل، کودک را به خودش واگذاریم، قابلیت‌های کودک برای حل مسئله شکوفا می شود.


6. راهنمایی را به حداقل برسانیم: چنان‌چه در رویا‌رویی کودکان با مشکلاتشان به راهنمایی نیاز بود، این کار را به شکل حداقلی انجام دهیم و از راهنمایی‌های مو به مو خودداری کنیم.


7. مراقب عواطف خود باشیم: برخی والدین هنگامی‌که کودک خود را در چالش با مشکلاتش می‌بینند، احساساتشان برانگیخته می شود و صبر و تحمل خود را از دست می دهند و به عنوان محبت به کودک، در جریان درگیری کودک با مشکل دخالت می‌کنند تا او را از مشکلات نجات دهند؛ غافل از اینکه با این کار، از او موجودی ناتوان می سازند.
آلن، اندیشمند بزرگ فرانسوی می‌گوید: «در حقیقت، خانواده نمی گذارد کودک به حد کافی رشد کند. خانواده بد تعلیم می دهد و حتی بد تربیت می کند؛ زیرا پای مهر و محبت شدید را به میان می آورد. عشق بردباری ندارد. پدر به دلیل محــبت خود، نمی‌تواند کودک را به قدر کافی به خودش واگذارد».

نرگس انتظامی

بخش خانواده ایرانی تبیان


مطالب مرتبط:
تفکر ، پشت درای بسته!
مهم ترین وسیله مورد نیاز یک دانش آموز
جنگ بچه های باهوش با کامپیوترهای نادان!
کاش با دروغ، دماغمون دراز می شد!

نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه