شوهرم را عوض کردم ، زندگی ام عوض نشد. با اینکه دلگرمی دادن به یکدیگر، ساده و بدیهی به نظر می رسد ولی یکی از گلایه های اصلی زن و شوهرها این است که به یکدیگر دلگرمی نمی دهند. مریم عطاریان -بخش خانواده ایرانی تبیان. «زنی 35 ساله و کارمند هستم. در دوران دانشجویی یعنی همان سال های ابتدای ازدواج دلباخته یکی از همکلاسی هایم شدم و در مدت کوتاهی با هم ازدواج کردیم. بعد از مدت کوتاهی آن همه شور و علاقه از بین رفت. مشکلات مالی، بیکاری، اختلافات فرهنگی و در ادامه اعتیاد (البته بسیار خفیف) همسرم مرا ...

شوهرم را عوض کردم ، زندگی ام عوض نشد 

با اینکه دلگرمی دادن به یکدیگر، ساده و بدیهی به نظر می رسد ولی یکی از گلایه های اصلی زن و شوهرها این است که به یکدیگر دلگرمی نمی دهند.

مریم عطاریان -بخش خانواده ایرانی تبیان
 اختلافات زوجین

«زنی 35 ساله و کارمند هستم. در دوران دانشجویی یعنی همان سال های ابتدای ازدواج دلباخته یکی از همکلاسی هایم شدم و در مدت کوتاهی با هم ازدواج کردیم. بعد از مدت کوتاهی آن همه شور و علاقه از بین رفت. مشکلات مالی، بیکاری، اختلافات فرهنگی و در ادامه اعتیاد (البته بسیار خفیف) همسرم مرا از زندگی با او دلزده کرد و از هم جدا شدیم.

برای مدت طولانی زندگی مجردی داشتم و از آنجا که شغل و کار خوبی هم داشتم، برای ازدواج اقدام نکردم تا اینکه سه سال پیش یکی از همکارانم که موقعیت کاری و تحصیلی خوبی داشت به من پیشنهاد ازدواج داد. در مدت کوتاهی با هم به توافق رسیدیم و ازدواج کردیم ولی بعد از ازدواج تازه با مسایل خاص زندگی همسرم مواجه شدم. همسرم 15 سال از من بزرگتر است، از ازدواج قبلی خود صاحب یک دختر نوجوان است که بیش از حد به او رسیدگی می کند حتی گاه از لحاظ مالی، همسر سابقش را هم حمایت می کند. این مسایل مرا خیلی آزار می دهد و از شدت حسادت نسبت به این مساله نمی دانم باید چه برخوردی بکنم.

گاهی آنقدر تحت فشار روحی قرار می گیرم که با همسرم دعواهای شدید می کنم او هم در ادامه واکنش شدید داده و عنوان می کند که من حق دخالت در زندگی او را نداشته و اگر از این وضعیت ناراحتم، می توانم زندگی  را ترک کنم. در کل اوضاع روحی بدی دارم؛ یک روز از زندگی ام راضی هستم و روز دیگر ناراضی. دائماً زندگی کنونی را با ازدواج سابقم مقایسه می کنم و به این فکر می کنم که ای کاش زندگی اولم را ترک نکرده بود. اخیراً فکر طلاق دست از سرم بر نمی دارد و تصور می کنم این زندگی حق من نیست.»


به نظر شما طلاق راهکار خوبی برای من است؟ آیا به این زندگی امیدی هست؟

- پاسخ مشاور

رابطه زناشویی ، مهم ترین رابطه شماست. با این حال گاهی اوقات به دلیل عدم شناخت عوامل موثر بر این رابطه حداکثر بهره را از آن نمی برید. رابطه زناشویی شما مثل هر رابطه دیگری نظام دارد. نظام آن هم اهداف، باورها و اولویت های هر یک از شما و اهداف، اولویتها و باورهای مشترک شما و همسرتان به عنوان یک زوج است. اگر این اهداف و اولویت های شما و همسرتان با هم همسو باشد، نظام زناشویی شما درست کار می کند.

با فهمیدن نظام زناشویی خود می توانید با یکدیگر ارتباط مثبت تر برقرار کنید و مطمئن شوید که اهداف و الویت های شما و همسرتان هماهنگ هستند

دوست عزیز بنظر می رسد که شما افکار رویایی در مورد ازدواج و زندگی مشترک دارید. هرگاه در زندگی تان این رویاها تحقق یابد به آن دلگرم می شوید و هرگاه در زندگی تان مشکلی ایجاد می شود سریع یاد گذشته کرده و به طلاق فکر می کنید.

حال آنکه زندگی مشترک پر از مشکلات و فراز و نشیب های جدی است که نیازمند پیگیری اساسی است و خود بخود این مسائل رفع نمی شود. تفاوت زوجین شاد و خوشبخت با زوجین پشیمان در این است که زن و شوهرهای خوشبخت مشکلات ارتباطی را درک کرده و می پذیرند و برای رفع آنها تلاش می کنند. حال آنکه زوجین پشیمان مسائل را به حال خود رها کرده و تصور می کنند ازدواج شان اشتباه بوده است.

در گذشته سیر نکنید

شما به جای آنکه دائما در گذشته سیرکنید و زندگی فعلی تان را با زندگی گذشته تان مقایسه کنید، احساس کنید، قربانی شده اید و این زندگی حق تان نبوده ، باید قدری به خودتان و به درون تان بنگرید. اینکه سهم شما در زندگی مشترک تان و در مشکلات ایجاد شده چقدر است؟ چقدر مسئولیت مشکلات و اختلافات بر عهده شماست؟ برای ایجاد تغییرات چه کار کرده اید؟ مرزبین چیزهایی که باعث پیشرفت زندگی زناشویی می شوند و چیزهایی که زندگی زناشویی را خراب می کنند، باریک است. در زندگی زناشویی موفق، جایی برای خودپسندی نیست.در این نوع زندگی، زن و شوهر باید خطر کنند. شاید با مهارت هایی که ارائه می دهیم بتوانید زندگی زناشویی تان را تا حدودی در برابر مشکلات حاد بیمه کنید:

گفت وگو کنید

در زندگی های پر تنش و پر از اختلاف نظر، زوجین باید از روش گفتگوهای روزانه استفاده کنند.
لذا: ده دقیقه از روز خود را به گفت و گواختصاص دهید. شما و همسرتان هر یک پنج دقیقه وقت دارید. موقع گفتگو روراست باشید، در این گفتگو درک عمیق تری نسبت به یکدیگر می یابید و یکدیگر را می پذیرید، حق آگاهی تان بیشتر می شود و احساسات خود را راحت تر بیان می کنید.
در این گفتگو سعی کنید در مورد بیم ها، امیدها، هیجان زدگی، اضطراب، خوشی و ناخوشی و خلاصه تمام چیزهای مهمی که به ندرت بیان می شوند، ولی برای افرادی که عاشق یکدیگر هستند، مهم باشند؛ صحبت نمایید.

شما به جای آنکه دائما در گذشته سیرکنید و زندگی فعلی تان را با زندگی گذشته تان مقایسه کنید، احساس کنید، قربانی شده اید و این زندگی حق تان نبوده ، باید قدری به خودتان و به درون تان بنگرید

قضاوت نکنید

فراموش نکنید این گفتگو جای قضاوت ، فریب دادن یکدیگر و دیگری را مسئول هیجانات خود دانستن، نیست.

همچنین جای توقع و درخواست هم نیست. همین طور  که خودآگاهی تان بیشتر می شود، خود را بیشتر مسئول زندگی تان خواهید دانست. وقتی از نیازها و احساسات همسرتان بیشتر آگاه می شوید، می فهمید چه موقع او را آرام، دلگرم، تشویق یا کمک کنید.

- نشستهای دلگرمی تشکیل دهید: نشست دلگرمی، روش منظمی برای تقویت زندگی زناشویی است. هدف این نشست آن است که طرفین نکات مثبت یکدیگر در رابطه خود را ببینند.


این دستورالعمل را اجرا کنید:
1- نشست را در محل و موقعی برگزار کنید که سکوت حکم فرما باشد و کسی مزاحم شما نشود.
2- رو به روی یکدیگر بنشینید تا به راحتی بتوانید دستان یکدیگر را بگیرید.
3- یکی از شما سر حرف را با این جمله که «مثبت ترین اتفاق امروز ..... بود» باز می کند. سپس می گوید: «امروز از فلان عمل یا حرکت تو خوشم آمد»
4- نفر اول ابتدا 3 تا 5 دقیقه حرف می زند. شنونده برای آنکه نشان بدهند به صحبت های طرف مقابل گوش می دهد به او نگاه می کند و حرف او را قطع نمی کند.
سپس در مورد نظرات، باورها و احساسات و ارزش های همسرش بازخورد می دهد.
5- آنگاه خودش شروع به حرف زدن می کند و همسرش سر حرف را با همان جملات باز می کند و می گوید: «مثبت ترین اتفاق امروز..... بود». سپس در ادامه می گوید «امروز از فلان عمل یا حرکت تو خوشم آمده.» به دنبال سخنان او، شما بازخورد می دهید.
وقتی به این صورت مایه دلگرمی دادن عادت کردید، موضوعات دیگر را مطرح خواهید کرد. برای مثال خواهید گفت: «جالب ترین کاری که این هفته انجام دادم ..... بود». «من از ...... تو لذت بردم.» نشست دلگرمی با تمرکز روی مثبت ها، زندگی زناشویی را غنی می کند.


در سال های اخیر اولویت ها و انتظارات مردم در رابطه با ازدواج  و زندگی زناشویی تغییر کرده است. ما بسیاری از وظایف مان را برای اینکه انجام بدهیم، برخی مسئولیت های دیگرمان را به دیگران محول می کنیم. ولی نهاد ازدواج به این دلیل باقی مانده است که برآورده کردن دو نیاز خود را نمی توانیم به دیگران محول کنیم؛ این دو نیازمند، عشق و تعهد هستند.



 

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه