مهاجرت، پدیده‌ای است كه در 4-3 دهه گذشته بسیار رواج پیدا كرده است و متأسفانه یا خوشبختانه هر كدام از این مهاجرین، از طریقی دلبسته ی موطن خود می‌مانند.....

بیماری خانه چیست؟

بررسی موانع و مشکلات مهاجرت (1)


مهاجرت، پدیده‌ای است که در 4-3 دهه گذشته بسیار رواج پیدا کرده است و متأسفانه یا خوشبختانه هر کدام از این مهاجرین، از طریقی دلبسته ی موطن خود می‌مانند.....

دلبستگی

مهاجرت ، پدیده‌ای است که در 4-3 دهه گذشته بسیار رواج پیدا کرده است و متأسفانه یا خوشبختانه هر کدام از این مهاجرین، از طریقی دلبسته ی موطن خود می‌مانند: یکی محل تولدش را دوست دارد، دیگری خانواده یا دوستانش را و حتی کسانی هستند  که به خاطر یک غذای سنتی یا بستنی کودکی یا جوانی خود، در غربت اشک می‌ریزند. روان‌شناسان واژه  ی "بیماری خانه" را توصیف مناسبی برای این گروه از افراد می‌دانند.

 

شدت این غم به حدی است که فردی پس از 30 یا 40 سال زندگی در کشوری دیگر، همچنان بر سر دوراهی ماندن و برگشتن دست و پا می‌زند. از سویی مسائل عاطفی او را به این سمت می‌کشاند و از سویی دیگر کار و زندگی و رفاه و آرامش محل زندگی او را تشویق به ماندن می‌کند.

 

برآنیم تا در چند ، موانع و مشکلاتی که خانواده ها در مهاجرت ممکن است با آن روبرو شوند را مورد بررسی قرار دهیم ، تا ان شاءالله بتواند راهگشایی باشد ، برای خانواده هایی که به خاطر پیشرفت و زندگی همراه با آرامش ، گهگاهی هوای مهاجرت و دوری از وطن ، به سرشان می زند . این مقاله می تواند این خانواده ها را در مسیر تصمیم هایی این چنین بزرگ و سرنوشت ساز، یاری رساند .

البته ما نیز با تغییر و تحول و ساختن یک زندگی خوب مخالف نیستیم ، بلکه معتقدیم که هر تصمیمی ، اگر آگاهانه و با چشم باز صورت گیرد ، احتمال شکست و ناکامی را به حداقل می رساند.

در مقاله ی دوم وضعیت کودکان و مشکلات مورد توجه برای والدین را مورد بررسی قرار می دهیم و در مقاله ی سوم ، وضعیت نوجوانان و جوانان را در مسئله ی مهاجرت دنبال خواهیم کرد .

تغییر،  همیشه اضطراب آور و تنش زاست. مطالعات بیشماری نشان میدهند که حتی تغییرات مثبت و شادی آور نیز با اضطراب و تنش همراه میباشند. برای مثال ارتقاء مقام و یا ازدواج ،علیرغم اینکه تغییراتی مثبت تلقی میشوند سطح نگرانی فرد را بالا میبرد و در صورتی که تنش از حد بگذرد ، میتواند باعث بیماری روحی و روانی بشود.

 

رابطه‌ی تغییر و اضطراب

تغییرها همانگونه که میتوانند منشا امید و آرزو، شور و اشتیاق و  بالا رفتن انرژی باشند، میتوانند عامل اضطراب، افسردگی و بیماری های جسمی مختلف نیز بشوند. وجود تغییرات در مهاجرت ،  میتواند میزان اضطراب را بالا ببرد ، اگر :

1- اگر فرد نتواند از تمامی منابع ممکن برای مقابله با مشکلات استفاده ببرد، میزان اضطراب و فشار روانی او میتواند بالاتر برود. این ناتوانی در مهاجرین این امری شایع است. خانواده گسترده ای که میتوانست در موقع لزوم به فرد کمک کند در نزدیکی او نیست تا در موقع لزوم یار و یاور او باشد.

 

2- اگر فرد نتواند از تمامی سیستم های دفاعی عملی و روحی خود استفاده کند میزان اضطراب و تنش در او بالاتر میرود. این ناتوانی در مهاجرت  امری شایع است. افراد امکانات تخلیه عصبی کمتری دارند. وقت کافی برای آرام گرفتن ندارند، به اندازه کافی دوست دور و بر خود ندارند تا از آنها کمک بگیرند و آرامش بیابند. با امکانات محیط جدید خو نگرفته اند و نمیتوانند برای آرامش یافتن از آن امکانات بهره بگیرند.

 

3- هنگامی که سنگینی بار تصمیم به مهاجرت بالا است، استرس مهاجرت بسیار بیشتر میشود. خانواده ای که همه پلها را پشت سر خراب کرده است و امکان بازگشت ندارد، وقتی برنامه هایش طبق پیش بینی انجام نمیشود، ترس و اضطراب بیشتری را تجربه میکند.

هنگامی که خانواده مهاجر وارد کشور جدید میشود ، والدین باید انرژی خود را در درجه اول صرف تامین نیازهای اساسی خانواده یعنی پیدا کردن محل مناسب برای زندگی، پیدا کردن شغل و گذاشتن غذا سر سفره خانواده و گذاشتن بچه ها به مدرسه بکنند و در نتیجه ، توان و وقتی برای بررسی این عواقب برایشان باقی نمیماند

رابطه‌ی مهاجرت و اضطراب

می توان گفت : مهاجرت ، یکی از اضطراب آورترین رویدادهایی است که یک خانواده میتواند تجربه کند، زیرا :

1- خانواده به دلیل مهاجرت، موقعیتها و نقش های اجتماعی  را که داشته اند  از دست میدهند. یادگیری و پذیرش نقشهای جدید اجتماعی امر آسانی نیست و مستلزم زمانی طولانی و صرف انرژی فراوانی میباشد.

 

2-  ناآشنایی با فرهنگ جدید، به عهده گرفتن نقشهای اجتماعی جدید و معمولاً در سطحی پایینتر، و ضرورت یادگیری رفتارهای اجتماعی قابل قبول، فشارهای زیادی بر خانواده ها وارد میکند و آنها را از متن جامعه دور کرده و گاها به حاشیه میراند.

 

همانطور که اشاره شد مسائل و مشکلات مهاجرت بسیار است. متاسفانه اکثر خانواده ها امکان نشستن و بررسی کردن عواقب روحی و روانی مهاجرت و ارزیابی تاثیرات مهاجرت بر ساختار خانواده خود را نداشته اند. هنگامی که خانواده مهاجر وارد کشور جدید میشود ، والدین باید انرژی خود را در درجه اول صرف تامین نیازهای اساسی خانواده یعنی پیدا کردن محل مناسب برای زندگی، پیدا کردن شغل و گذاشتن غذا سر سفره خانواده و گذاشتن بچه ها به مدرسه بکنند و در نتیجه ، توان و وقتی برای بررسی این عواقب برایشان باقی نمیماند. از طرف دیگر متاسفانه عادت به خودکاوی و بررسی عینی مشکلات خانواده ، در ما رشد نکرده است. متاسفانه توجه به مسائل هنگامی در اولویت مسائل ما قرار میگیرد که خانواده دچار مشکلات متعددی شده و زمان برای بررسی و پرداختن به مشکلات گذشته است.

تأثیر این فشارها و تنشهای حاصله میتواند این واقعیت تلخ باشد که هر چند مهاجران برای ایجاد زندگی بهتر برای خود و خانواده خود دست به سفر میزنند، درصد قابل توجهی از آنها حاصلی جز درهم شکستن خانواده و به هدف نرسیدن ، نصیبشان نمیشود. گاهی نیز این شکست و سرخوردگی به شکل افسردگی شدید و یا حتی توهم بیمارگونه خود را بروز میدهد. 

مهاجرت

شکی نیست که گاهی مهاجرت،  موفقیت ها و امکانات فراوانی در اختیار خانواده های مهاجر قرار میدهد ، ولی باید بدانیم که تنشهای متعددی را هم در خود دارد. تنها آگاهی پیشاپیش از وجود چنین دشواریها و برخورد سریع با آنها هنگامی که مسائل پیش می آیند میتواند امکان تطابق مثبت تر با مسائل و مشکلات مهاجرت را به وجود آورد.

افراد در کشور خودشان بیشتر به سنت‌ها و فرهنگ‌های شان پای‌بند هستنند. وابستگی به فرهنگ‌ها و سنت‌هایی مانند ازدواج، پای‌بندی به اصول اخلاقی و زندگی کردن در خانواده‌های بزرگ و با تعداد افراد بیشتر،همه رفتارهای سالمی‌هستند که برای حفظ سلامت افراد ، یک مزیت به حساب می‌آیند. بعد از مهاجرت و با گذشت زمان، افراد بیشتر از فرهنگ و آداب و رسوم خود دور می‌شوند. گاهی کار زیاد، تنها زندگی کردن، خوردن غذاهای آماده، جای رفتارهای سالم را می‌گیرد.

بررسی وضعیت مهاجران ایرانی

شاید در دوستان و آشنایان خود فردی را دیده باشید که تازه از خارج برگشته است . دیده اید مثلا قورمه سبزی یا آبگوشت را با چه ولعی می خورد ؟  انگار سال هاست در قحطی به سر برده است. می گوید : «طعم قورمه سبزی مرا یاد روزهای دور هم بودن می اندازد. یاد خاطرات بچگی، یاد پدر و مادر، یاد ... »

داستان ایرانی های مهاجر داستان تلخی است. ایرانی در داخل وطن هم می تواند گرفتار غربت بشود. گرفتار حسرت و تنهایی. فقر هم رهایش نکند و با بیکاری دست به گریبان باشد ، اما این کاستی ها انگار در خاک وطن طعم دیگری دارد. حداقل، گزش طعمش به اندازه ای نیست که قابل تحمل نباشد. اما خارج از وطن و هر قدمی دور از مرزهای هوایی و زمینی و دریایی ایران، هر تنگنای کوچک، باتلاقی را می ماند که دست و پا زدن در آن، بیشترفرد  را فرو می کشد. متاسفانه ایرانی مهاجری که خیلی پول ندارد ، انگار هیچ چیز ندارد. نه هویت دارد و نه اعتبار. نه ریشه دارد و نه پایداری. یک درخت خشکیده است که هیچ زمینی ریشه هایش را پذیرا نیست. یک موجود معلق در هوا است که اگر خیلی به او لطف شده باشد شهروند درجه 3 به شمار خواهد آمد. وسعت صدایش حتی به اندازه سایر آدم ها هم نیست. اگر بخواهد بانگی برآرد که صدایی ندارد و اگر فقیر باشد که حتی نمی تواند دهان بگشاید. از همان لحظه‌یی که از در فرودگاه پا به خیابان می گذارد، دائم در حال پندار تصویر است. تصاویر زیبا و فریبای تبلیغاتی !!

در ایران، کم نیستند مردان و زنان نازنینی که وطن را با همه ی خوبی ها و بدی ها دوست دارند. «انسان هایی» که زندگی را در «وطن» زیبا می بینند. پا به پای خوشی ها و ناخوشی های وطن، گذر عمر را طی می کنند. باید از اینها پرسید که چرا با تمام مکنت و سواد و مقام و ارزش هایی که در روح و جسم شان نهفته داشتند، این همه سال ترک وطن نکردند؟ نمی توانستند؟ پذیرفته نمی شدند؟ جایشان نبود؟ انسان های والایی که لذت دیرپای راه رفتن در همین خیابان های پرچاله چوله و استشمام همین هوای آلوده و سرگردانی در همین ترافیک و تن دادن به همین گرانی را، لذت دیرپای زندگی در ایران را ، به هیچ دقیقه فانی و آنی در خارج از ایران نمی فروشند.

در مقاله ی بعد ، یکی از مهمترین مسایل در اقدام به مهاجرت را مورد بررسی قرار می دهیم که همانا سرنوشت و چگونگی بزرگ شدن کودکان می باشد .

 

فرآوری : سرور حاجی سعید

بخش خانواده ایرانی تبیان


منبع :سایت گفتار

نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه