به شوهرم مشکوکم. خیانت های زناشویی درد عظیمی بر روحیه یک زن وارد می کند اما چون واکنش های نادرستی در برابر آن رخ می دهد، مشکلات ارتباطی زوجین جدی تر می شود. مریم عطاریان - بخش خانواده ایرانی تبیان. «مدت 4 سال است که ازدواج کرده ام. حدود 9 ما نیز در دوران عقد بودیم. در همان دوران عقد متوجه تماس های تلفنی مشکوک همسرم، با زنی دیگر شدم که در نهایت با عذرخواهی و قسم و گریه و زاری همه چیز در ظاهر تمام شد. دو سال بعد از ازدواج تصمیم به فرزندآوری داشتیم که با مشکل نازایی مواجه شدیم. در ابتدا هم ...

به شوهرم مشکوکم

خیانت های زناشویی درد عظیمی بر روحیه یک زن وارد می کند اما چون واکنش های نادرستی در برابر آن رخ می دهد، مشکلات ارتباطی زوجین جدی تر می شود.

مریم عطاریان - بخش خانواده ایرانی تبیان
مشکوک، زن و شوهر، شک

«مدت 4 سال است که ازدواج کرده ام. حدود 9 ما نیز در دوران عقد بودیم. در همان دوران عقد متوجه تماس های تلفنی مشکوک همسرم، با زنی دیگر شدم که در نهایت با عذرخواهی و قسم و گریه و زاری همه چیز در ظاهر تمام شد. دو سال بعد از ازدواج تصمیم به فرزندآوری داشتیم که با مشکل نازایی مواجه شدیم. در ابتدا همسرم تصور می کرد که مشکل از من است و لذا به شدت مرا مورد تحقیر و آزار قرار می داد. حتی خانواده اش از هیچ اذیت و آزاری کم نگذاشتند تا اینکه با آزمایشات بیشتر مشخص شد که مشکل 100% از همسرم است و من و او هرگز بچه دار از نخواهیم شد.
حال که ورق برگشته است، دیگر هیچ صحبتی از فرزند آوری نیست و خانواده همسرم طوری رفتار می کنند که گویی هیچ اتفاقی نیفتاده است. از رفتارهای آنها در گذشته بسیار آزرده خاطر هستم. اما باز هم هیچ یک از اینها مهم نیست، چون همسرم را دوست دارم. اما اخیراً متوجه شده ام که دوباره تماس های مشکوک همسرم شدت یافته است. از خیانت او اطمینان کامل دارم. وقتی در این رابطه با او صحبت می کنم با داد و فریاد همه چیز را انکار می کند و مرا بدبین و دیوانه خطاب می کند. از یک طرف زندگی ام را دوست دارم و از دگر سو در این زندگی دلخوشی ندارم. امیدی به این زندگی ندارم، گذشته تلخی که برایم ساختند، ناباروری همسرم و از هم بدتر خیانت های دائمی او.» به نظر شما به این زندگی ادامه دهم  یا طلاق بگیرم؟

اعتماد به نفس کمرنگ

در زندگی مشترک، افراد چون نیازهای عاطفی همسر خود را بدرستی نمی شناسند، تلاش هایشان بدون ثمر باقی می ماند

ما بررسی مان را برای کشف پاسخ به این سوال مهم با نگاه کردن دقیق تر به چند مولفه مهم این ماجرا، آغاز می کنیم.
در برخی موارد ضعف و کمرنگ شدن اعتماد به نفس عمدتاً از مهم ترین علل بروز خیانت های زناشویی است. عمدتاً مردانی که وارد روابط خارج از حریم خانواده می شوند، دائماً نگران جذابیت خود هستند و سعی دارند مکرراً از این لحاظ کسب اطمینان کنند. احتمالاً بعد از فاش شدن خیانت همسرتان در دوران عقد واکنش و باز خورد شما با ایشان مناسب نبوده است. البته خیانت های زناشویی درد عظیمی بر روحیه یک زن وارد می کند اما عمدتاً چون واکنش های نادرستی در برابر آن رخ می دهد، مشکلات ارتباطی زوجین جدی تر می شود.

عدم صداقت

مولفه بعدی عدم صداقت همسرتان است. شما احتمالاً هیچگاه در مورد مشکلاتی که با هم دارید صحبتی نکرده و در مورد عدم شور و هیجانی که در رابطه تان ایجاد شده حرفی نزده اید. این عدم صداقت الآن هم ادامه دارد و شوهرتان رابطه اخیر خود را هم انکار می کند. علی رغم اینکه قطعیت آن برای شما ثابت شده است.

عدم تامین نیازهای عاطفی

و مولفه نهایی، عدم تامین نیازهای عاطفی هستند، منظور از نیازهای عاطفی اشتیاق و خواسته ای است که در صورت ارضاء شدن، احساس رضایت و شادمانی خاصی در فرد ایجاد می کند و در غیر این صورت موجب احساس ناکامی و سرخوردگی در فرد می شود. البته نیازهای عاطفی بی شمار هستند. اما تنها تعداد محدودی نیازهای عاطفی هستند که وقتی توسط جنس مخالف تامین شود، رضایت چشم گیری را در فرد ایجاد می کند. جایی که گاه افراد خطر داشتن ارتباط پنهانی را هم به جان می خرند.

ده نیاز عاطفی،الویت زوجین

براساس مطالعات انجام شده، ده نیاز عاطفی در اولویت زوجین شناسایی شده است. این نیازها عبارتند از: نیاز به تحسین، محبت، گفتگو، حمایت خانوادگی، تعهد خانوادگی، حمایت مالی، صداقت و روراستی، جذابیت جسمانی، بازسازی ارتباط و ارضای جنسی.

در برخی موارد ضعف و کمرنگ شدن اعتماد به نفس عمدتاً از مهم ترین علل بروز خیانت های زناشویی است

البته جالب اینجاست که هر چند این ده نیاز مورد اولویت اکثریت زنان و مردان است اما باز هم زوجین برای رفع نیازهای یکدیگر مشکل دارند، چرا که به نظر می رسد اولویت بندی زنان با مردان کاملاً متفاوت است. یعنی پنج نیازی که اولویت مردان قرار می گیرد متفاوت از الویت بندی زنان است. بنابراین جای تعجب ندارد که زنان و مردان در بر طرف کردن نیازهای یکدیگر با مشکلاتی درگیر هستند.

شناسایی نیاز

ممکن است در زندگی مشترک، افراد چون نیازهای عاطفی همسر خود را بدرستی نمی شناسند، تلاش هایشان بدون ثمر باقی می ماند. به طور مثال امکان دارد همسر شما نیازمند تحسین شما باشد، حال آنکه عمده تمرکز شما بر حمایت مالی از زندگی مشترک تان باشد و در تأمین هزینه های زندگی از او حمایت کنید. این نادیده گرفتن اولویت همسرتان باعث احساس نادیده گرفته شدن و سرخوردگی شده است. لذا در اولین ارتباطی که مورد تحسین قرار گرفته، شرایط خیانت مهیا شده است.

و مسئله ناباروری

خصوصاً که همسر شما مشکل جدی ناباروری هم دارد. این مساله برای یک مرد شبیه به یک فاجعه است. اتفاقی که اعتماد به نفس او را به طور جدی هدف قرار گرفته و احتمالاً مشکلات ارتباطی شما دو نفر را جدی تر نموده است. به عبارت دیگر، همسرتان در ذهن خود تصور می کند که جذابیت لازم را نزد شما ندارد و برای اینکه اطمینان کسب کند، لازم دارد این مساله را در روابط دیگر مورد آزمایش قرار  دهد.
با توضیحاتی که ارائه شد، حتماً متوجه شده اید که مساله خیانت های زناشویی، موضوعی تک بعدی نیست، بلکه مساله ای است که باید همه جانبه مورد بررسی قرار گیرد.
شما خانم محترم که در معرض این مشکل قرار گرفته اید، در اولین گام بهتر است به فکر طلاق نباشید، از طرف دیگر خود را قربانی هم تلقی نکنید،بلکه سعی کنید نیازهای عاطفی همسرتان و البته خودتان را به خوبی شناسایی کرده و آنها را دقیق اولویت بندی کنید و سپس به ارضاء جدی آنها توجه خاص داشته باشید.خواهید دید که با تلاش همه جانبه دیگر اثری از این خیانتها باقی نمی ماند. توصیه می کنم در این راه حتماً از خدمات مشاوره زناشویی هم بهره جدی ببرید.


کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه