همانطور که می دانید، جامعه انسانی مهمترین و اساسی ترین تقسیم بندی در میان مخلوقات را به خود اختصاص داده است و آن همان تقسیم زن و مرد است که اساس دوام و بقای هر اجتماعی به این تقسیم بندی و پیوند میان این دو جنس مربوط می شود.

به زنان زیاد محبت نکنید !


همانطور که می دانید، جامعه انسانی مهمترین و اساسی ترین تقسیم بندی در میان مخلوقات را به خود اختصاص داده است و آن همان تقسیم زن و مرد است که اساس دوام و بقای هر اجتماعی به این تقسیم بندی و پیوند میان این دو جنس مربوط می شود.

تفکرات کلیشه ای

 درست به همان دلیل که این تقسیم بندی ناشی از تمایزات متعدد است، حائز توجه و اهمیت بسیار است و همین امر، موجب شکل گیری تفکرات و اندیشه های مختلفی می شود و تبدیل به موضوعی بحث برانگیز و مفصل برای محافل مختلف اجتماعی می شود. طبیعتا موضوعی که مورد توجه بسیاری از افراد قرار گیرد، اهمیت و جایگاه ویژه ای را در نهادهای مختلف اجتماعی پیدا می کند و از زوایای مختلف مورد بحث و بررسی قرار می گیرد.

 این توجه و تمرکز بسیار، منجر به شکل گیری تفکرات خاصی می شود که در چارچوب خاص خود قرار می گیرند.

به این صورت که زن و مرد بر اساس تثبیت و شکل گیری برخی از تفکرات قالبی، خصلتهایی را به یکدیگر نسبت می دهند و آنرا مخصوص زنان یا مردان معرفی می کنند. توجه داشته باشید که تداوم چنین نگرشی به مرور زمان موجب شکل گیری فرهنگ و تفکری می شود که توسط ابزارهای مختلف دائما بازتولید می شود و در میان تمامی اقشار و اذهان، جایگاهی پیدا می کند. برای روشن شدن این موضوع می توان مثالی را ذکر کرد. وجود تفکرات مردسالارانه که در مواردی توجه و محبت زیاد به زن را قبول ندارد و این تفکری است که از گذشته و از نسل مادربزرگ ها و پدربزرگ های ما، به ارث رسیده و همواره بحث و جدل هایی را به دنبال داشته است.

طبیعتا وقتی برخی از تفکرات قالبی در اذهان افراد شکل می گیرند، بر رفتار و روابط افراد در زندگی فردی و اجتماعی تاثیر می گذارند. مثل همان چیزی که در این متن در رابطه با تفکرات مردسالاری به آن اشاره شد که مثلا در میزان مهرورزی به زنان باید حدودی را رعایت کرد. به این ترتیب متاسفانه در بسیاری از موارد همین تفکرات، عاملی برای ایجاد نزاع در درون خانواده و سلب آسایش و آرامش اعضای خانواده می شوند. این تفکرات قالبی و سنتی، ناشی از شناخت ناقص و غلط دو گروه زنان و مردان نسبت به یکدیگر است. تفکراتی که موجب شکل گیری نگرش های مخدوش زن و مرد به یکدیگر می شود و تبعات فراوانی را به دنبال دارد که همگی بر نهاد خا��واده و اجتماع موثر می باشند و جالب اینجاست که این تفکرات با آنچه در کتاب آسمانی ما قرآن و سنت اهل بیت آمده است، در تعارض است.

از آنجایی که عنصر دین همیشه در فرهنگ و سنت جامعه ما از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده، ممکن است این تصور به وجود آید که باورهای دینی هم در شکل دهی به تفکرات قالبی در مورد نقش های جنسیتی موثر بوده اند، حال آنکه توجه عمیق و موشکافانه به متون دینی حاکی از این است که این تفکرات بر اساس سبقه سنتی و باورهایی خرافی انتشار یافته اند و در اکثر موارد در تناقض مستقیم با متون دینی قرار دارند

چنانچه در آیه 170 سوره بقره اینطور آمده است: " و اذا قیل لهم اتبعوا ما انزل الله قالوا بل نتبع ما الفینا علیه ءاباءنا او لو کان ءاباوهم لا یعقلون شیئا و لا یهتدون"

" و چون به آنان گفته شود: کتابی را که خدا فرو فرستاده است پیروی کنید،می گویند نه، بلکه از آئینی که پدرانمان را بر آن یافته ایم پیروی می کنیم. آیا هرچند پدرانشان چیزی نمی دانستند و به راه راست هدایت نیافته بودند، باز هم از کیش آنها پیروی می کنند؟"

با توجه به این آیه می توان اینطور بیان کرد که آنچه مهم است یافتن راه صحیح و شایسته ای است که خداوند به ما نشان داده و توضیحات مفصلی در این رابطه را از بیان امامان معصوم(علیهما السلام) به ما ارائه شده است. آنچه مهم است اینکه بدانیم در محتوای این متون به چه چیزی اشاره شد که البته بررسی این متون دینی نشان می دهند که مهرورزی میان همسران حد و مرزی ندارد و همواره بر محبت بیشتر تاکید شده و حتی به این موضوع اشاره خاصی شده که هر مردی که مهرورزی بیشتری نسبت به همسرش داشته باشد، نزد خدا محبوب تر است.با توجه به این موارد به این نتیجه می رسیم که متاسفانه آن چه که منجر به این تفکر می شود که به زنان زیاد محبت نکنید، ناشی از تفکرات کلیشه ای و قالبی غلطی است که در فرهنگ سنتی جامعه ما به وجود آمده و بازتولید شده است در حالیکه ارتباطی به تفکرات دینی و مذهبی ندارد.

اینها تفکراتی است که تا حد زیادی به فرهنگ و متون کهن سنتی یک ملت مربوط می شود. به این صورت که برخی از نمادها به عنوان الگویی قالبی در چارچوب تفکرات یک ملت شکل می گیرند و نسل به نسل منتقل می شوند. از آنجایی که عنصر دین همیشه در فرهنگ و سنت جامعه ما از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده، ممکن است این تصور به وجود آید که باورهای دینی هم در شکل دهی به تفکرات قالبی در مورد نقش های جنسیتی موثر بوده اند، حال آنکه توجه عمیق و موشکافانه به متون دینی حاکی از این است که این تفکرات بر اساس سبقه سنتی و باورهایی خرافی انتشار یافته اند و در اکثر موارد در تناقض مستقیم با متون دینی قرار دارند.

آنچه مهم است اینکه بدانیم همه ما در هر جایگاه اجتماعی که در آن قرار داریم به شناخت دقیق تر این موضوع بپردازیم و بر این امر همت گماریم تا تفکرات قالبی که به نهاد مقدس خانواده و جامعه لطمه می زنند را محو و درست اندیشیدن و حقیقت را در معنای اصیل خود، جایگزین سازیم.

 

فاطمه ناظم زاده

بخش خانواده ایرانی تبیان


مطالب مرتبط:

از خودتان چه خبر؟

قضاوت دیگران از رفتار ما

برخورد اصولی با مشکلات

کمال گرایی از نوع مثبت!

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه