این زن رقیب عشقی من است


تمام توجه همسرم پیش اوست،اگر یک روز او را نبیند ، کلافه و بد خلق می شود حتی دستپخت او را بیشتر از من دوست دارد....


عروس و مادرشوهر

اگر دوستی از شما سوال زیر را بپرسد، چه جوابی به او می دهید؟ (در قسمت نظرات پاسخ های خودتان را به این سوال ثبت کنید)

 

همیشه فکر می کردم قصه ی عروس و مادر شوهر و دشمنی بین شان به خاطر نگاه منفی خودشان است تا اینکه ازدواج کردم.

روزهای سختی را می گذرانم ، بعد از ازدواج با خانواده ی همسرم در یک آپارتمان زندگی خود را شروع کردیم ، ما طبقه ی بالای منزل آنها زندگی می کنیم.همیشه شنیده بودم ،دوری و دوستی و اینکه اگر از خانواده ی همسر دور زندگی کنی ،بهتر است اما بخاطر شرایط اقتصادی همسرم،قرار شد چند سالی را با آنها زندگی کنیم.

فکر می کردم که با رفتار مناسب خودم باعث می شوم که ارتبط خوبی داشته باشیم اما خیلی زود فهمیدم که محاسباتم اشتباه از آب در آمده.تمام توجه همسرم به خانواده اش است.وقتی به خانه می آید ،بعد از چند دقیقه می خواهد که به منزل مادرش برود و گاهی مدت زیادی را آنجا می ماند.

 

آنها تقریبا از همه چیز زندگی ما خبر دارند حتی اگر یک شب غذا درست نکنم مادرش متوجه می شود. رفتار خیلی نامناسبی با من ندارند اما در یک جنگ برای جلب توجه همسرم افتاده ایم. من می خواهم همسرم بیشتر به من توجه کند ومادرش هم با کارها و حرف هایش مدام نظر او را به خود جلب می کند.غذایی که او دوست دارد را درست می کند و برایش می فرستد.کاری کرده است که رسیدگی های من به همسرم اصلا به چشم نمی آید.به نظر شما چگونه رفتار کنم تا زندگی ام تلخ نشود؟حس می کنم مادرشوهرم قلب همسرم را تصاحب کرده .وابستگی همسرم به قدری به مادرش زیاد است که حتی بدون او مسافرت نمی رویم.

 

آیا این حسادت من طبیعی است یا مشکل از روحیه ی من است؟چگونه وابستگی شدید او را کم کنم؟

 

 

بخش خانواده ایرانی تبیان

مطالب مرتبط:

تو را می‌خواهم بدون مادرت

انفجار مادر زن با نارنجک

سیاست‌های خارجی همسرداری

کاهش دخالت والدین بدون دلخوری

پیوند‌های ناگسستنی با اقوام

 

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه