هرکس در درون خود هم خوبی هایی دارد، و هم سرکشی هایی. این سرکشی ها دستپخت رفیق نابابی است که درون ما جا خوش کرده است و از هر فرصتی برای از راه به در کردن ما استفاده می کند.

امان از این رفیق ناباب!


هرکس در درون خود هم خوبی هایی دارد، و هم سرکشی هایی. این سرکشی ها دستپخت رفیق نابابی است که درون ما جا خوش کرده است و از هر فرصتی برای از راه به در کردن ما استفاده می کند.

روزى حضرت على (ع) از درب دکان قصابى مى گذشت. قصاب به آن حضرت عرض کرد: یا امیرالمۆمنین! گوشت هاى بسیار خوبى آورده ام. اگر می خواهید ببرید. حضرت فرمود: الان پول ندارم که بخرم. قصاب گفت: من صبر مى کنم پولش را بعداً بدهید. حضرت فرمود: من به شکم خود مى گویم که صبر کند. اگر نمى توانستم به شکم خود بگویم، از تو مى خواستم که صبر کنى ولى حالا که می توانم، به شکم خود مى گویم که صبر کند.

خودشناسی

آرى، خاصیت نفس اماره این است که اگر تو او را وادار و مطیع خود نکنى، او تو را مشغول و مطیع خود خواهد ساخت. ولى على (علیه السلام) که در میدان جنگ مغلوب عمرو بن عبدودها و مرحب ها نمى شود، به طریق اولى و صد چندان بیشتر هرگز بر خود نمى پسندد که مغلوب یک میل و هواى نفس گردد.

در روزهای پربرکت ماه مبارک رمضان، هوای نفس لحظه ای از پای نمی نشیند. با هزار و یک ترفند و فریب، انسان را وسوسه می کند تا پیرو او باشد. در اینجاست که اهمیت مبارزه و جهاد با هوای نفس مشخص می شود.

تبعیت از هوای نفس عاملی برای ایجاد فتنه است. این نفس می کوشد تا به گوهر جان آدمی دستبرد زند و سرمایه های گرانبهایش را به نابودی کشد. او انسان را با آرزوهایش سرگرم می کند، تا از مقصد اصلی بازماند.

او می خواهد یاد خدا را از صفحه دل و زندگی آدمی به کلی پاک کند. پیروی از هوای نفس، تا از انسان لاشه ای انسان نما باقی نگذارد، از پای نمی نشیند.

نفس اماره با داشتن خواهش های بی پایان، زینت آرایی گناه و هموار کردن و آسان نمایی جرم های سنگین، در به خطر انداختن انسان ید طولایی دارد و اگر یکه تاز صحنه جان شود، عقل را به اسارت می گیرد.

حضرت علی علیه السلام فرمود: هوای نفس را فرمانده سپاه شیطان معرفی می کند. یعنی شیطان یک نیروی قوی و مطیع در درون جان انسان دارد که می تواند با هر فرمانی، انسان را منحرف و نابود سازد.

مهم ترین کار هر انسان این است که خودش را بشناسد، با این نفس اماره آشنا شود و توانایی های آن را بداند. بعد سعی کند آن را نفس را مطیع خود کند تا از آن در امان بماند

با توجه به رابطه نفس و شیطان، هر چه انسان نفس را خوار و خواهش هایش را لگدکوب کند، شیطان را خوار و پایمال کرده است.

پس کسب همه کمال ها در گرو مبارزه با نفس سرکش است. البته نباید فراموش کرد که گاهی انسان خیال می کند نفس سرکش را رام کرده و یا کشته است، اما در واقع:

نفس اژدرهاست او کی مرده است                       از غم بی آلتی افسرده است

گر بیابد آلت فرعون او                                    که به امر او همی رفت آب جو

آنگه او بنیاد فرعونی کند                                 راه صد موسی و صد هارون زند

خودشناسی

در کتب اخلاقى گاهى از دسته‏اى از قدما یاد مى‏کنند که براى آنکه زیاد حرف نزنند و سخن لغو یا حرام به زبان نیاورند، سنگریزه در دهان خود مى‏گذاشتند که نتوانند حرف بزنند، یعنى اجبار عملى براى خود درست مى‏کردند. معمولًا دیده مى‏شود که از این نوع عمل به عنوان نمونه کامل تقوا (مبارزه با نفس) نام برده مى‏شود، در صورتى که اجبارِ عملى به وجود آوردن براى پرهیز از گناه و آنگاه ترک گناه کردن کمالى محسوب نمى‏شود. اگر توفیق چنین کارى پیدا کنیم و از این راه مرتکب گناه نشویم البته از گناه پرهیز کرده‏ایم اما نفس ما همان اژدهاست که بوده است، فقط از غم بى‏آلتى افسرده است.

زمانی کمال محسوب مى‏شود که انسان بدون اجبارِ عملى و با داشتن اسباب و آلات کار، از گناه و معصیت پرهیز کند. این گونه اجتنابها و پهلو تهى کردن‏ها اگر به عنوان کمال محسوب شود از جنبه مقدّمه ای است؛ یعنی در مراحل اولیه براى پیدا شدن ملکه تقوا ممکن است نیاز به چنین کارهای باشد. اما حقیقت تقوا (مبارزه با نفس) غیر از این کارهاست. حقیقت تقوا همان روحیه قوى و مقدس عالى است که خود حافظ و نگهدارنده انسان است. باید مجاهدت کرد تا آن معنا و حقیقت پیدا شود.

این مجاهدت آنقدر سخت و البته مهم است که رسول اکرم صلى الله علیه و آله از آن تعبیر به جهاد فرمودند. ایشان گروهى را به جهاد فرستادند. آنها رفتند و مردانه و دلیرانه وظیفه مقدس سربازى خود را انجام دادند و برگشتند. وقتى که برگشتند رسول خدا از آنها استقبال کرد و به آنها خوشامد گفت، ولى در ضمن خوشامد جمله‏اى گنجانید که آنها را وادار کرد از آن حضرت توضیح بخواهند. ایشان خوشامد را این‏طور فرمود: مرحبا به گروهى که از مبارزه کوچک و صحنه کوچک برگشته‏اند و هنوز مبارزه بزرگ و صحنه بزرگ را در پیش دارند.

جمعیت گمان کردند که در نقطه دیگرى مى‏بایست با سپاه دیگرى نبرد کنند و شمشیر و نیزه به کار برند. سۆال کردند: آن مبارزه بزرگتر و صحنه خونین‏تر چیست و در کجاست؟ حضرت فرمود: آن صحنه، صحنه مبارزه با نفس است (جهاد اکبر).

پس مهم ترین کار هر انسان این است که خودش را بشناسد، با این نفس اماره آشنا شود و توانایی های آن را بداند. بعد سعی کند آن را نفس را مطیع خود کند تا از آن در امان بماند.

فرآوری: لیلا علیخواه

بخش خانواده ایرانی تبیان


منابع: گفتارهاى معنوى، نهج البلاغه، غررالحکم، مثنوی معنوی، مجموعه آثار استاد شهید مطهرى

 

مطالب مرتبط:

کمی به خودتان گیر بدهید

خودت را دریاب

چقدر خودت را می شناسی؟

 

نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه