احساس همسرم را کشته ام ، کمکم کنید


وقتی ازش دور می شم همش پیام های قشنگ و احساسی و اینکه همش حواسش بهم هست می فرسته و من نتونستم دوریش رو تحمل کنم...


طلاق، جدایی

اگر دوستی از شما سوال زیر را بپرسد، چه جوابی به او می دهید؟ (در قسمت نظرات پاسخ های خودتان را به این سوال ثبت کنید.)

 

حدودا 6 ساله ازدواج کردم . همسرم اوایل ازدواج به شدت عاشقم بود.در حال حاضر 1 ساله که دیگه توجهی به من نداره . به من میگه که من تمام احساساتش رو از بین بردم و طوری که می خواسته نبودم . الان هر شب دیر میاد خونه و حتی جواب پیام های منو نمی ده .

 

البته میگه من افسرده هستم، ولی فقط با من و خانواده ام این طوری رفتار می کنه . وقتی با فامیل خودش هست این طوری نیست و بسیار شاده. به من می گه برو طلاق بگیر.  به من گفته دوست نداره از من بچه دار بشه. اوایل فکر می کردم که شاید داره خیانت می کنه، ولی دیدم نه این طور نیست. من سعی کردم که رفتارهای بدش رو تحمل کنم.

3 هفته پیش هم توافقی گفتم از هم 2 هفته دور باشیم، ولی 1 هفته بیشتر تحمل نکردم و برگشتم چون وقتی ازش دور می شم همش پیام های قشنگ و احساسی و اینکه همش حواسش بهم هست می فرسته و من نتونستم دوریش رو تحمل کنم. همش به زبون میگه دوستم داره ، ولی فقط به زبون ، در عمل هیچ کاری نمیکنه حتی اگر مریض بشم هم براش زیاد مهم نیست، مگه اینکه خودم بگم.  همش بهم میگه من اوایل خیلی تو رو دوست داشتم ولی تو همش رو از بین بردی. البته من آدمی هستم که احساساتم رو اصلا نشون نمی دم.

 

حالا می خواهم شما راهنماییم کنید چطور رفتار کنم تا دوباره  همسرم مثل سابق بشه ؟

 

 

بخش خانواده ایرانی تبیان


کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه