به مناسبت فرارسیدن ماه محرم با «حجت الاسلام عبدالحسین بندانی نیشابوری» پژوهشگر تاریخ اهل بیت(ع) و خطیب توانا درباره حوادث ناگفته کربلا همراه باشید.

پیامبر اکرم - صلّی الله علیه و آله - فرمود: در حال ناشتا خرما بخورید، زیرا کرم و انگلهای (روده و معده) را می کشد.

 

به گزارش سرویس خانواده جام نیوز، استاد بندانی کتب متعددی از جمله: "تقویم شیعه" به دو زبان فارسی و عربی، "ادب زیارت، معرفت زائر" به دو زبان فارسی و هندی، "اشک حسینی سرمایه شیعه"، "ریحانه کربلا"، "غدیر، عید دعا و محبت" و "133 حدیث نورانی از امام حسین(ع)(ع)" زیور طبع آراسته کرده است.

 

بخش دوم این گفتگو با موضوع ابتکارات جالب حضرت عباس در سقایی حرم امام حسین(ع) پیش روست:

یکی از القاب حضرت عباس پدر مشک بود. ماجرای سقایی حضرت عباس به کربلا منحصر نبود. قبل از آن هم هر کدام از بچه ها که تشنه می شدند خدمت حضرت می رسیدند و می گفتند عمو آب. آب نوشیدن از دستان عباس برای خاندان امام حسین(ع) لذت دیگری داشت.

 

در مسیر راه که کاروان به سمت کربلا می آمد حضرت اباالفضل حدود25 مشک را مخصوص آب خوردن و حدود 70 هودج را برای ظرف های آب بی بی ها و خانواده های کاروان اختصاص داده بود.جالب اینجا بود که ایشان مشک ها را دوجداره درست کرده بودند و حتی برای بستن در مشک ها هم روشی خاص به کار می بستند تا آب از آن چکه نکند و قطره قطره بیرون نریزد.

 

اما نکته جالب تر اینجاست که حضرت برای خنک کردن آب مشک ها روشی خاص داشت. حضرت عباس در کربلا خیمه ای را برپا کرده بود که مشک ها را درون آن قرار داده بودند. سپس روی این خیمه یک خیمه دیگری برپا کرده بودند که فقط دو طرف داشت و از خیمه اولی مقداری فاصله داشت به طوری که از میان آن باد عبور کند. حضرت با این روش کاری میکردند که بدون اینکه گرمای آفتاب به صورت مستقیم به مشک ها بخورد به وسیله باد خنک شود.

 

اباالفضل العباس در طول مسیر نیز مدیریت دقیقی بر قصه آب در کاروان داشتند. انتخاب محل هایی که برای کاروان آب برداشته می شد فقط با دستور ایشان صورت می گرفت. به عنوان مثال دستور دادند کاروان از چاهی که آب آن از شمال می آمد مشک ها را پر کنند زیرا سالم تر بود و برای بدن مفید تر.

 

چون کاروان سیدالشهدا به دلایل امنیتی از بیراهه به سمت کوفه می رفت لذا انتخاب محل برای برداشتن آب بسیار حائز اهمیت بود که این مسئولیت را حضرت عباس ایفا می کرد.کجاوه حضرت زینب کلونی داشت که هر گاه با علمدار کاروان حضرت اباالفضل العباس کار داشتند آن را به صدا در می آوردند و حضرت در کمترین زمان خود را به ایشان می رساندند.

 

زینب کبری گاهی اوقات می فرمودند که علی اصغر را بیاورید، گاهی اوقات طلب آب می کردند، گاهی اوقات نکاتی را که مد نظر داشتند به حضرت عباس منتقل می کردند و یا اگر پیامی به امام حسین(ع) بود از طریق ایشان منتقل می شد.

 

این نکته مهمی است که علمداری لشکر امام حسین(ع) منصبی حساس بود که وظایفی سنگین بر عهده اش بود که البته اباالفضل العباس به خوبی از عهده آن بر آمد. لذا اینجاست که می توان فهمید که وقتی ایشان به شهادت رسید چه بلایی سر امام حسین(ع) و اهل حرم آمد.

 

فاطمیون/ 2014

نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه